دکترین محمدیت 4
ادامه قسمت قبلی. لطفا از ابتدای دکترین محمدیت مطالعه بفرمایید.
عمیقا یهود در بین اینها نفوذ کرده بود. لذا نکته بسیار مهمی که این جا وجود داشت این بود که در قائده ی نبرد بیش از صد ساله ی این دو طایفه عمیقا یهودی شده بودند با توجه به این که در حجاز یهودی اسرائیلی وجود نداشت که این ها نو یهودیان بودند که از طوایف دیگه یهودی شده بودند. در این حوزه اوس و خزر درگیری با هم داشتند . یکی از این طرفین اسعد نام داشت(یکی از بزرگان این طوایف) این به مکه آمد که در مکه از اونها کمک بگیره. و اون زمانی بود که پیامبر دعوت رو شروع کرده بود. این فرد سراغ یکی از افراد رفت و برای این که کمک بگیره از اونها تلاش جدی صورت داد. بهش گفتن که ما نمیتونیم به شما مال و تجهیزات نظامی و.. بدیم که در جنگ خودتون در مدینه استفاده کنید. ما با یک مشکل امنیت داخلی مواجه شدیم مردیادعای پیامبری می کنه و زمان غیر از حج در شعب ابی طالب هست و زمان حج میاد و در مکه به صورت علنی دعوت می کنه با کلام سحرامیزش جوانان ما رو خام کرده و جذب کرده و به طرز چشمگیری نیاکان مارو توهین می کنه و به بت های ما می تازه. ما با این مشکل مواجه شدیم و هیچ کمکی نمیتونیم به شما بکنیم. برای یهود طواف کعبه قداست داشت. تمام ادیان این عمل رو انجام می دادند چون ریشه ی ابراهیمی داشت. اسعد باید به عنوان یک چهره شاخص باید طواف میکرد. لذا وقتی خواست بره و طواف کنه و برگرده بزرگان مکه بهش گفتن مراقب باش نزدیک مردی که ادعای پیامبری می کنه نشی. یا حد اقل توی گوشت پنبه بذار تا صوت و لحن و کلام اون رو نشنوی. ممکنه در تو تاثیر بذاره. اسعد وارد کعبه شد و هنگام طواف پیامبر رو مشاهده کرد دید یه عده اطرافش رو گرفتن. نزدیک شد و به سبک و روش عرب جاهلی سلام کرد. حضرت جوابش رو داد و فرمود خدای من احسن و نیکوی این سلام رو فرستاده: سلام علیکم
و...
ادامه دارد...



























